زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره
پسرم برديا پسرم برديا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
پرکشیده🧚‍♀️پرکشیده🧚‍♀️، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
پرکشیده 🧚‍♂️پرکشیده 🧚‍♂️، تا این لحظه: 7 سال و 2 روز سن داره

آرزوی من

زندگی رو ادامه میدم این تصمیم این دقیقه منه

شب سخت

1394/2/24 3:15
نویسنده : صبا بانو
332 بازدید
اشتراک گذاری

پسملی مامان سلام 

دیشب من خیلی درد داشتم انقباض و انقباض دیگه دادو بیدادم در اومد بدبو

بابات بیدار شده بود بیچاره هی میگفت چیه چی شده ؟سوالخواب آلود

من نفسم بند اومده بود نمیتونستم جواب بدمهیپنوتیزم

دیگه با دستو پا بهش فهموندم که شکمم و کمرم درد میکنهگریه

اونم گیج خواب رفت کیسه اب گرم اورد و ماساژ بده و گرم کن و دید نفس ندارم بادم زد اصلا یه وضعی 50 بارم رفتم دسشویی ولی دسشویی یا نداشتم یا فقط چند قطرهسبز

شب قبلش خونه زن عمو زهرا بودیم برا شامزیبا

امروزم نهار خونه زندایی زهرا خانوم که اونجا خبر دادن متاسفانه زندایی حشمت خانوم فوت کردن خیلی ناراحت شدیم دلشکستهبابا برا اینکه حالمون عوض شه منو شما رو برد همون نزدیک خونه زن دایی باغ ملک که هم پیاده روی کرده باشیم هم یکم حالمون عوض شهخطا

منم رفتم پامو زدم تو اب اخ چه کیفی داد خندونکاب یخ بود منم هی ذوق میکردممحبت چند دقیقه یکم از دنیا و بد بختی هاش فاصله گرفتیم جشنو یه فالوده زدیم بر بدنبوس که یه هو طوفان شدتعجب باروناجازه افتابعینک کم مونده بود زمین لرزه بشهترسو دیگه منم باز پهلوم درد گرفتگریه بابایی زیر بغلمو گرفت و کشون کشون برد تا رسیدم به جایی که رفت ماشینو اورد و من قش کردم تو ماشین خسته

از اونجا رفتیم به سمت بنگاه چون 13 خرداد تاریخ پایان قولنامس و صاحب خونه داره ازیت میکنهعصبانی قبل عید بهش زنگ زدیم و وضعیتو گفتیم سکوت

گفتیم اگر میخوای اجاره رو زیاد کنی بگو ما بلند شیم زود تر متنظر گفت کنار میایم و مشکلی نیست گفتیم اگر نخواستی باید بهمون محلت بدیسوت گفت باشه سه ماه این ور اون ور  اشکال نداره شاکیحالا الا و بلا میگه یا اجاره رو زیاد کنید یا بلند شیدقهر نهایت یه ماه مهلت شیطان

خوب یه ماهم میفته شبهای احیا بدبووسط ماه رمضونخطا منم زاج 20 روزه با تو تو گرما ماه رمضون ....کچل

کلی گریه کردم حرص خوردم هی بابات گفت نکن این کارو یه فکری میکنیم من هی گریه کردم گریهدلشکستهگریه

فعلا که سالی که زوره 13 ماهه قرار شد تمدید کنیمبی حوصله

ولی من اولین کاری که میکنم موقع به دنیا اومدن تو نفرینش میکنم حسودکه به ما دروغ گفت و دست ما رو گذاشت تو پوست گردو میدونه العان مجبوری داره از ما سو استفاده میکنه تازه برگشته میگه شما اجراه قبلیتونم مدرک ندارین که دادین ...تعجب

به بنگاه گفتیم گفت ما پرینت حساب میگیرم  عینک

ای خداااااااااااابدبو

چرا مردم اینجورینبدبو

چرا ما این قدر بی تجربه هستیم که رسید نگرفتیم از این ادم کلاشدرسخوان

در ضمن بارداری من به کل خانواده بابات سرایت کرده تمام زنهایی که قابلیت بارداری داشتن العان باردارنگیج

از عمت و  دختر خاله و دختر دایی ها بگیر تا نوه عمو ها و نوه عمه ها

هر کیم منو میبینه میگه ازت وا گرفتم شیطانمیخواستم بگم یه هو بگین من کاشتم براتون دیگه عجب هاااااااااااااا..!!قهر

کلا قدمت سبک بود تو اومدی همه دلشون خاستمحبت

سال دیگه یه مهمونی باشه 7 تا بچه هم زمان ونگ میزننقه قهه

پسندها (3)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرزوی من می باشد